برچسب: خرید, نویسنده: طاها بهرامی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 15:25
کتاب ما تمامش میکنیم همین الان تموم شد.خیلی به شدت من رو یاد بعضی رمانهای ایرانی مینداخت.کتاب خوبی بود اما به همین علتی که گفتم خیلی هم دوستش نداشتم.به خصوص که فضای نسبتا غمگینی داشت.
درباره یک دختر آمریکایی بود که اسم و فامیلش و روحیاتش کاملاً مناسب گل فروش شدن بود،پسری رو در گذشته اش دوست داشت و پسری رو در حال و نهایتاً اتفاقاتی که واسشون افتاد.آخرش هم تا حدودی باز بود ولی میشد حدس زد چه اتفاقی خواهد افتاد.
برچسب: نویسنده: طاها بهرامی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 20:02
چون توی کتاب "اولین تماس تلفنی از بهشت" مرتبا بهم یادآوری شده 'پایان زندگی پایان راه نیست' و 'بعد از این دنیا، دنیای دیگه ای هم هست' آروم ترم.
+عنوان رو وقتی نوشتم یه دفعه دلم یه جوری شد.کلمه ی مرگ و کلمه ی پدربزرگ در کنار هم....مرگش باور ناپذیر و عجیبه. صبح که از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم و کمی راه رفتم. بعد یه دفعه چشمم خورد به عکس پدربزرگم. یادم افتاد که در بینمون نیست. یه دفعه یادم افتاد...
برچسب: پدربزرگم, نویسنده: طاها بهرامی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 20:02
گیجم. انگار مرتبا فراموش میکنم پدربزرگم فوت کرده. نه اینکه یادم بره، در پس زمینه ذهنم هست ولی مثلا وقتی یه نفر میگه خدا رحمتش کنه، انگار به سرعت به خودم میام و جمله ای در ذهنم پررنگ میشه:پدربزرگم فوت کرده...
برچسب: نویسنده: طاها بهرامی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 5:04